معرفت دینی

![[تصویر: serat_001_001.gif]](http://www.eteghadat.com/Files/user1/image/emza/serat_001_001.gif)

مسلمانی فقط در سجده ها نیست
به خاک افتاد از روی ریا نیست
به ظاهر مومن و دردل چو ضحاک
نباشد شرط دین راه خدا نیست
دمی بیرون بیا از خواب غفلت
در این شام سیه صبح جلاء نیست
دریغ و صد دریغ از این زمانه
بجز شرک ریا یک آشنا نیست
تو خود پیری بدان این گفته ها را
که گفتن مرحمی بر درد ما نیست
واژه معرفت دینی مركب از دو كلمه معرفت و دین است كه برای تعریف این واژه باید معنای این دو كلمه روشن شود:
دین
واژه دین در لغت به معنای انقیاد، فروتنی، فرمانبرداری، جزا، حساب و تسلیم است.[1] این واژه در قرآن نیز در معانی بسیاری بكار رفته است، از جمله؛ اطاعت (یوسف/ 76)، جزا و پاداش(حمد/ 4)، ملك و سلطنت(بقره/ 193)، شریعت و قانون(كافرون/ 6)، اعتقادات(بقره/ 256) و... .[2]
واژه دین در اصطلاح اندیشمندان اسلامی و غربی نیز معانی مختلفی دارد[3]، كه با جمع بندی این تعاریف میتوان این تعریف را برای این واژه بیان كرد كه؛ «دین مجموعه حقایق و ارزشهایی است كه از طریق وحی و بوسیله كتاب و سنت جهت هدایت انسانها به دست بشر میرسد.»[4] این مجموعه شامل عقاید، اخلاق(ارزش ها) و احكام عملی است.
معرفت
واژه معرفت نیز در لغت به معنای ادراك مطلب و مطلق آگاهی یافتن است. این واژه در اصطلاح اندیشمندان اسلامی به معنای مطلق علم و آگاهی تفسیر شده است، چه این آگاهی با واسطه باشد و چه بی واسطه و متعلق آن هم چه از امور حسی باشد و چه غیر حسی.[5]
معرفت دینی
با توجه به معنای دین و معرفت میتوان واژه معرفت دینی را اینگونه تعریف كرد؛ «معرفت دینی مجموعه شناختهایی است درباره ادیان الهی تحریف نشده، كه در بخشهای عقاید، اخلاق و احكام، و به عبارت دیگر در بخش هستها و بایدها وجود دارد.»[6]
این مجموعه از معارف در میان مسلمانان در علوم متعددی مانند فلسفه، كلام، حدیث شناسی، فقه، اصول، قرآن شناسی یا تفسیر متبلور شده است كه به نام علوم اسلامی اشتهار دارد. مثلا پاسخ به این مساله كه آیا خداوند برای پیامبر جانشینانی نصب كرده یا انتخاب آنها را به خود مردم واگذار كرده است، یك معرفت دینی است، كه صحت و سقم آن باید بر اساس علم كلام مورد بررسی قرار گیرد.
البته باید توجه كرد كه وقتی گفته میشود فهم یا معرفت دینی، مراد فهم هر شخص از دین یا متون دینی نیست، بلكه منظور از آن فهمِ عالمان دین، بصورت فهمی روشمند ، متخصصانه و مضبوط است.[7] در واقع معرفت دینی مجموعه دستاوردهایی است كه علمای دین با پژوهش درمنابع دینی یعنی كتاب و سنت و عقل و با استفاده از علوم دینی(اسلامی) بدست میآورند. پس معرفت دینی امری است بشری و قائم به اذهان عالمان دینی، لذا مشتمل بر خطا و صواب و قابل نقص و كمال و اختلاف پذیر خواهد بود. بر خلاف خود دین كه تغییر و تحول در آن راه ندارد، چرا كه این دین، دین خاتم است و لذا نه اصل آن به دین دیگری قابل تبدیل است و نه اینكه معارف و احكام آن با گذشت زمان دچار تغییر خواهد شد، و فقط ممكن است موضوعات احكام تغییر كند.
معرفت دینی امری متمایز از دین است . حال اگر شناخت ما از دین كامل باشد به گونهای كه در فهم آن از هر خطائی مصون باشیم، آنچنان كه در مورد معصومین این گونه است، در این صورت معرفت دینی ما مطابق با حقیقت دین خواهد بود و خواص آن را خواهد داشت.[8] پس معرفت دینی حضرات معصومین (ع) دقیقا مطابق با اصل دین است و لذا ملاك و معیار برای میزان مطابقت یاعدم مطابقت معرفت های دینی ما، معرفت دینی آنهاست، یعنی هرچه قدر فهم ما از دین نزدیك تر به فهم معصومین (ع) از دین باشد، به واقعیت دین نزدیك تر است و این در صورتی است كه معصوم (ع) حاضر باشد. اما اگر معصوم (ع) غایب و خارج از دسترس ما باشد، در این صورت ملاك صدق و كذب برای معرفتهای دینی ما مانند دیگر معرفتهای بشری ما خواهد بود.[9]
موانع دست یابی به حقیقت دین
عوامل متعددی وجود دارد كه مانع از این می شود كه ما بتوانیم معرفت دینی مطابق با حقیقت دین داشته باشیم. از جمله میتوان به موارد زیر اشاره كرد:
1. محدودیت و قصور ذاتی توان ادراكی بشر و همچنین خطاپذیری ادراكات بشری.
2. اختلاف نظرهایی كه بین علمای دین وجود دارد.
3. وجود متشابهات در منابع دینی.
4. روایات مجعول متعددی كه در منابع روائی وجود دارد.
5. معارف و علوم غیردینی عالمان دینی، كه ممكن است درفهمِ دین دخالت كند.
6. عوامل سیاسی، اجتماعی، تاریخی، معیشتی، خصوصیات روانی و اخلاقی عالم و... .[10]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . مصطفوی، حسن، التحقیق فی كلمات القران، ج3، ص288
[2] . خسروپناه، عبدالحسین، كلام جدید، قم، مركز مطالعات حوزه علمیه قم، 1381، ص28-29 .
[3] .برای آشنایی بیشتر با تعاریف دین از منظر اندیشمندان اسلامی و غربی؛ ر. ك: كلام جدید، ص 30-40 .
[4] . فنائی اشكوری، محمد، معرفت شناسی دینی، تهران، انتشارات برگ، 1374، ص41 .
[5] . حسین زاده، محمد، درآمدی بر معرفت شناسی و مبانی معرفت دینی، قم، موسسه امام خمینی (ره)، 1385، ص22؛ مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، نشر بین الملل، 1378، ج1، ص151-152.
[6] . درآمدی بر معرفت شناسی و ... ، ص83 .
[7] . كلام جدید، ص95 .
[8] . فنائی، محمد، معرفت شناسی دینی، ص 42-44 .
[9] . برای مطالعه بیشتر درمورد معیار صدق معرفت های دینی؛ ر. ك: درآمدی بر معرفت شناسی و... ، فصل دوم از بخش دوم
[10] . همان ، ص 45-46 .

معرفت دینی جدا از دین است
وقتی که صحبت از معرفت دینی میشود، این سؤال مطرح میشود که آیا معرفت دینی همان حقیقت دین است یا امری متمایز از خود دین؟ لازم به ذکر است که ابتدا این موضوع در جهان غرب و اروپای مسیحی مطرح شد و بعدا به آمریکای شمالی اشاعه یافت و پس از آن هم عدهای مبلغ این اندیشه در حوزه شرق و ایران شدند. این موضوع کاملا واضح است که فهم دین غیراز حقیقت دین است چون دین امری ثابت، تغییرناپذیر، ضروری و حتمی است اما فهم دین چون جزء امور معرفت بشری است لذا تغییرپذیر، اختلافپذیر و دارای کمال و نقص است، بنابراین معرفت دینی امری متمایز از دین است.
میزان و معیار صحت شناخت انسان در معرفت دینی چیست؟
اگر شناخت و معرفت دینی ما کامل باشد یعنی هیچ خطایی در آن وجود نداشته باشد، همچنان که شناخت حضرات معصومین(ع) اینگونه است؛ در این صورت به اصل و حقیقت دین نزدیکتریم. حضرت رسول(ص) بهعنوان اسوه حسنه اینگونه بودند و فهمشان از دین، عین حقیقت دین بود. پس میزان، معیار و ملاک اعتبار فهم ما از دین به فهم معصوم(ع) از دین بر میگردد. هرچقدر فهم ما از دین به فهم آنها از دین نزدیکتر باشد به همان اندازه ما به حقیقت دین نزدیکتر شدیم اما در زمان غیبت معصوم(ع)، فهم ما از دین مانند معرفتهای دیگر بشری است بنابراین دارای تغییر و تحول خواهد بود. همین موضوع، موضع مناقشات در دو دهه اخیر بوده است.آیتالله مطهری معتقدند تغییر و تحولات در حوزه معرفت دینی بر مبنای عقل است؛ یعنی بهترین راه برای شناخت تغییر و تحولاتی که موجب فهم دین میشود عقلی است که آزاد از رذایل نفسانی و حب و بغضهای نفسانی و مبتنی بر اصول ثابت فطری باشد. آیتاللهالعظمی جوادی آملی هم معتقد به این نظر هستند و استفاده از عقل را شرط لازم برای فهم دین میدانند اما برخی معتقدند که در بحث تحولاتی که در فهم دین صورت میگیرد غیر از عقل، حب و بغضها و فضای بیرون دینی و حتی شرایط عصری هم تأثیرگذار است.
موانع دستیابی به حقیقت دین
وقتی که ما راجع به معرفت دینی صحبت میکنیم با دو کاربرد و مصداق روبهرو هستیم؛ اول اینکه منظور از معرفت دینی چیست؟ معرفت دینی، معرفت از طریق دین است یا معرفت درباره دین؟ منظور ما از معرفت دینی در اینجا، معرفت درباره دین است. حال باید مبانی دستیابی به حقیقت دین را بررسی کنیم. چه موانعی وجود دارد که مانع از دسترسی و دستیابی به حقیقت دین میشود. با عنایت به اینکه فهم و معرفت دینی جزو معارف بشری است لذا محدودیت توان ادراک بشری و خطاپذیری آن، خود مانع بزرگی در دستیابی به حقیقت دین است. از طرف دیگر، اختلاف نظرهایی که بین علما وجود دارد نیز خود یک مانع در دستیابی به حقیقت دین است، البته وجود این اختلافها کاملا طبیعی است چون اساسا معرفت بشری اختلافپذیر و دارای کمال و نقص است. وجود متشابهات در منابع دینی نیز خود مانعی در راه رسیدن به اصل حقیقت دین ایجاد کرده است. روایات مجعول و متعددی که در منابع اسلامی وجود دارد هم یکی دیگر از موانع دستیابی به حقیقت دین است. از همه مهمتر عوامل سیاسی، اجتماعی، تاریخی و حتی معیشتی و خصوصیات اخلاقی عالم دینی که در بحث فهم دین میکوشد، خود میتواند مانعی برای دستیابی به حقیقت دین باشد.
راهکارهای ارتقای معرفت دینی
بحث معرفت دینی باید آسیبشناسی شود؛ یعنی هرچقدر دیدگاه پژوهشهای غربی درباره این موضوع دقیقتر مطالعه شود، بهتر میتوانیم از ساحت معرفت دینی خودمان دفاع کنیم.
آیه مبارکه «عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لاَ یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ» باید سرلوحه کارهای فرهنگی و پژوهشی ما باشد. بروز بودن در حوزه پژوهشهای قرآنی و فرهنگی یک امر ضروری است.
در بحث راهکارهای ارتقای معرفت دینی، نهادهای خانواده، آموزش و پرورش، رسانه و دانشگاهها و مراکز علمی و حوزههای علمیه نقش عمدهای را ایفا میکنند. البته در میان این نهادها، 3نهاد خانواده، آموزش و پرورش و رسانه، مهمترینها و تأثیرگذارترین مراکز در ارتباط با ارتقای معرفت دینی هستند. خانواده مهمترین نقش را در تربیت دینی برعهده دارد. نهاد خانواده مهمترین، آموزشدهنده معارف دینی و تربیتدهنده در این رابطه است. در کشور اسلامی ما، دین در تمام شئونات زندگی فردی و اجتماعی جاری است و برای تربیت انسانهای کارآزموده و دارای اعتقادی قوی و محکم، نیاز است که آموزش در گسترۀ معارف دینی در سطوح بالا همراه با اقدامات کارشناسی شده، انجام پذیرد.
بازنگری اساسی دروس دینی دورههای تحصیلی بهویژه دانشگاهها یک امر بسیار ضروری است و نیز شیوههای تدریس مبانی دینی نیز نیازمند تغییرات اساسی است. آموزش هدفمند و نیز توجه به سطح فکری افراد برای ارائه آموزش دینی تأثیرگذار بسیار مهم است و از طرف دیگر، آموزش فرهنگ و آموزههای قرآنی باید مبتنی بر شیوه و روش حضرت رسول اکرم (ص) بهعنوان یک اسوه حسنه، صورت پذیرد.
در اینجا ذکر این نکته بسیار مهم است که در زمینه ارتقای معرفت دینی، کارهای پراکنده زیادی صورت گرفته که اگرچه در نوع خود قابل توجه است اما اگر روشمند، ضابطهمند و متخصصانه انجام میشدند، مطمئنا به نتایج بهتری دست مییافتیم. نکته مهم دیگر این است که با وجود شیوههای نوین ارتباطی و تبلیغی نباید از اهمیت تبلیغ چهره به چهره در این مورد غافل باشیم. باید در کنار پذیرفتن شیوههای نوین، پایه و مبنای ارتقای معرفت دینی را براساس سنت حضرت رسول(ص) قرار دهیم که مبنای کارشان تبلیغ چهره به چهره بود. رسانهها و خصوصا رسانه ملی بیشترین فرهنگسازی را در این زمینه میتوانند انجام دهند. رسانه بر حسب کارکردها و قابلیتهای متنوعی که برای آن متصور است، دامنه وسیعی دارد و رسانههای دیداری، شنیداری، چندرسانهای، مکتوب و... را شامل میشود.
دستاندرکاران رسانهها در ارائه برنامهها باید با درنظر داشتن ابعاد مختلف جامعه و سلایق عموم، معارف اسلامی را با شیوههای تأثیرگذار ارائه کنند. در این اثنا شیوههای نوین تبلیغ دینی که ارائه میشود نیز باید از تنوع برخوردار بوده و با درنظر داشتن نوع و شرایط و اقتضائات موجود در جامعه، تبیین شوند و در تولیدات دینی رسانهها نیز استفاده از برنامههای متنوع، جذاب و پرمحتوا باید مورد توجه برنامهسازان دینی قرار گیرد. پیشنهاد میشود رسانهها آثار و معارف دینی گذشتگان و بزرگان دینی را با ترجمه رسا و روان و به شکل صحیح معرفی کنند.
از مراکزی که در معرفت دینی افراد جامعه نقش بسیار زیادی دارند، جلسات مذهبی است. جلسات مذهبی باید از خشیت و لطیف شدن احساسات مردم بهعنوان بهترین زمینه برای جذب نورانیت آموزههای دینی - قرآنی استفاده کنند و حتما مباحث معرفت آفرینی را در این جلسات مطرح کنند تا این جلسات و محافل ترکیب مناسبی از طرح مباحث معرفتآفرینی و محتوایی توأم با تلطیف احساسات باشند.
در اینجا بهطور خلاصه به برخی از راهکارهای ارتقای معرفت دینی جامعه اشاره میشود:
استفاده از ایدههای استادان توانمند در جهت ارتقای معرفت دینی، گسترش ارتباطات علمی - کارشناسی عالمان دینی با مدیران کلان کشور، گسترش فرهنگ هماندیشی مطالعه و پژوهش در مراکز علمی و فضاسازی فرهنگی و ایجاد بستر مناسب فرهنگی در جامعه، برگزاری نشستهای علمی و کارگاههای تخصصی در حوزههای دینشناسی، معرفتشناسی دینی، علم و دین برای استادان و دانشجویان و طرح مباحث تخصصی معرفت دینی، ایجاد جاذبه در حوزه معرفت دینی، ایجاد بستر مناسب جهت راهاندازی کرسیهای معرفت دینی، معرفی و شناسایی آثار معرفت دینی به نسل جدید با شیوههای مختلف، استفاده هدفمند از دین به جای استفاده ابزاری از دین، تشکیل هستههای علمی - تخصصی هماندیشی برای سطوح مختلف افراد در جامعه، توجه به موانع معرفت صحیح دینی، توجه به آسیبهای معرفت دینی که از جمله آنها 2عامل اصلی تحجرگرایی، جمودگرایی و تقدسمآبی است که بر شکل و ظاهر عمل توقف میکند و عامل دوم در بحث آسیبشناسی معرفت دینی، خرافهپرستی و بدعتهای نادرست است که راه مقابله با آن هم عقلانیت مقدس است، ارائه برنامه یا برنامههای مستمر در حوزه معنویت اسلامی (تفسیر قرآن، نهجالبلاغه، دعا و...)و ارائه شاخصهای ارزیابی فعالیتهای دینی و معنوی از جمله راهکارهای پیشنهادی برای ارتقای معرفت دینی جامعه هستند.
معرفت ديني![]()
چقدرزشت است كه از عمر انسان هفتاد يا هشتاد سال بگذرد ودر ملك الهي زندگي كند
واز نعمتهايش بهره مند شود ؛اما خدا را آنگونه كه سزاوار اوست نشناسد . بي گمان
برترين و واجب ترين وظيفه انسان ؛ شناخت پروردگار واقرار به عبوديت اوست..
توحيد به منزلهء تنهء نيرومند درخت دين است وديگر مباحث مذهبي به منزلهء شاخ
وبرگ هاي آن است.حضرت علي (ع) دربياني شناخت خداوند را آغاز وريشهء دين دانسته
؛ ومي فرمايد: سرآغاز دين شناخت خداست ودر كلامي ديگر اين گونه بيان كرده اند
كه مي فرمايند: شناخت خداوند سبحان بالاترين شناخت هاست.
يكي از اهداف آفرينش جهان ؛ آگاه ساختن انسان از دانش وتوانايي خداوند ومعرفت
يافتن به ذات وصفات اوست واين بيانگر گوشه اي از ارزش بسيار شناخت خداوند
است، قرآن مي فرمايد :خداوند آن كسي است كه هفت
آسمان را آفريد واز زمين نيز همانند آن را ؛فرمان او پيوسته در ميان آن ها نازل
مي شود .اين براي آن است كه بدانيد خداوند بر همه چيز تواناست واين كه علم
او براي همه چيز احاطه دارد.
توحيد زير بناي تعليمات همهء اديان آسماني وسرچشمهء همه صفات خداست .
اسلام توحيد را پايهء اصلي خداشناسي ومايهء زندگاني انسان وشرك را گناهي
نابخشودني دانسته است. حضرت علي (ع) مي فرمايد:نخستين گام در راه دينداري
وعبادت خدا؛ شناخت خداوندواساس شناختش يگانه دانستن اوست.
در تمام جهان هستي ؛ آثار يگانگي و نظام واحد به چشم مي خورد پس آفرينندهء
آن نيز واحد است .امام صادق (ع) مي فرمايند: چون درمي يابيم كه جهان آفرينش
منظم است ؛ كشتي بر روي دريا حركت مي كنند وشب وروز وخورشيد وماه
پي در پي مي آيند ؛ اين درستي وتدبير وهماهنگي امور مارا به اين حقيقت
هدايت ميكند؛كه مدبر جهان يكي است.پس با اين وجود در مي يابيم كه خدايي
نيست جزء خداي يگانه ؛چون اگر غير از اين بود نظام آنها بر هم مي خورد . پس پاك
است خداي سبحان ؛ خداي صاحب عرش از آنچه وصفش ميكند.
دانشمندان مسلمان ؛توحيد را به چهار قسم تقسيم مي كنند.![]()
1.توحيد در ذات: يعني اينكه او يكتاست وهمتا وهمانند ندارد.
2.توحيد در صفات :اين است كه ذات خدا؛ عين علم وعملش عين ذات اوست وهيچ گونه
دوگانگي ميان ذات الهي وصفاتش نيست.
3.توحيد در افعال :اين است كه خداوند به كمك وياور نيازمند نيست ودر انجام آن مستقل
ويگانه است. اگر خداوند كاري را به وسيلهء اسباب انجام مي دهد دليل براين است كه آن
اسباب را نيز خود او آفريده.
4.توحيددر عبادت:وقتي ثابت شد كه در اين جهان ؛ چه در آفرينش وچه در تدبير آن؛هيچ
كس وهيچ چيز جزخداوند نقشي ندارد وهمهء عوامل موثر در جهان همانند ؛خورشيد
وماه وستارگان وابر وباد وباران ورعدوبرق ؛آب وخاك زير فرمان اويند ؛ خردمندانه نيست
كه انسان ؛ كس يا چيزديگري را بپرستد وبستايد مگرمي شود يا اين همه قدرت كسي را
بپرستيم كه نه سودي دارد ونه زياني.پسنيايش وعبوديت مخصوص
پادشاه جهان وجهانيان است...
عدالت خداوند![]()
عدالت خداوند در سه مرحلهء تكوين وتشريع وجزا؛جريان دارد. خداوند هم در تكوين
وآفرينش اشياء ؛ استحقاق وظرفيت آنها را مراعات نموده ؛ هم در تشريع وقانون
گذاري ؛ تاب وتوان افراد را لحاظ مي كند وهم در جزا؛ آنچه را سزاي نيك وبد عمل افراد
است به آنان مي دهد.
1.عدالت تكوين :يعني اينكه هر موجودي را در جاي شايسته وبايسته اش قرار داده
وآن درجه از وجود وكمالرا كه استحقاق دريافتش را داشته ؛ به او عطا كرده است.
2.عدالت در تشريع:خداوند در قانوگذاري واوامر و نواهي خويش نيز ؛ عدالت را ارج نهاده
وبيش از تابو توان افراد بر آنان تكليفي ننهاده است؛ خداوند تكليف را از نابالغان وديوانگان
برداشته است ؛ زيرا آنان توان بدني يا عقلاني انجام تكاليف را ندارند.
روايات قرآن: خدا بر هيچ كس مگر به قدر توانايي او تكليف نمي كند.
3.عدالت در جزا: خداوند در قيامت با رسيدگي به كردار بندگان؛ افراد شايسته را پاداش
نيك مي دهد وگنهكاران را به كيفر مي رساندو در اين پاداش و كيفر نيز ظلمي نيست.
روايات قرآن: آيا مومنان را همچون مجرمان قرار مي دهيم . هركس نيكي كند ؛ براي
او ده برابر پاداش است.هركس گناهي انجام دهد تنها همانند آن جزا داده مي شود..
امام صادق (ع) می فرماید:خواسته های مردم در این دنیای فانی چهار چیز است
بي نيازي: خداوند بي نيازي را در قناعت قرار داده اگر انسان در زندگي به مقدار كم
راضي باشد ديگر احساس احتياج به ديگران در او از بين مي رود.
آسايش: در اين است كه انسان باردنياي خود را سبك كند وهر مقدار كه بار دنياي
خود را سبك كند آسايش او بيشتر خواهد شد..
اشتغال كم: اگر انسان در صدد بدست آوردن شغل ها ومناصب مختلف باشد پريشاني
ودل مشغولي او زيادخواهد شد...
عزت: را در كسب رضايت بندگان بجوئيد وسعي نكنيد فقط جناح هاي مختلف و احزاب
گوناگون را از خود راضي كنيد زيرا در اين صورت بدان نخواهيد رسيد.
- تفکرات امام(ره) امروز قیامهای منطقه را هدایت میکند
- ایمان به آفرینش
- دیده وحدتبین
- غیر آن چیزی که میجوید، ندید
- زیبایی ازآن جوامع سنتی است
- برگزاری سمینار فنآوریهای پردازش هوشمند متون اسلامی
- حوزههای علمیه سکوت خود را در برابر مسلمانکشی بشکنند
- کلان طرح سنجش دینداری ایرانیان سال 90 اجرا میشود
- بررسی حوادث جهان اسلام در کنفرانس وحدت
- نشست بررسی سلوک عملی و اخلاقی علامه عسکری برگزار میشود
- شیخ عمری بزرگ شیعیان مدینه دار فانی را وداع گفت
- امام موسی کاظم(ع)؛ روشنگری بصیر و حافظ حقانیت اسلام
- علامه بلاغی از تاریخ نزول آیات برای اثبات عدم تحریف در قرآن بهره برد
- جامعیت علمی آیتاللهالعظمی مظاهری در حجاب نورانی اخلاق مهجور ماند
- از ساحت عرفی به ساحت قدسی
- پشتوانه استوار اخلاق
- سعادت؛ همنشینی با خدا
- دوری ما از قرآن اسفبار است

حکایت شکارچی![]()
دو نفر شکارچی در جنگلی مورد حمله گرگی واقع شدند. یکی از آن دو به سرعت
کوله پشتی و بار خود را به زمین گذاشت تا راحت تر بدود. دیگری به او گفت :
هر چقدر خود را سبک کنی باز هم نمیتوانی از گرگ سریعتر بدوی. شکارچی
اول گفت: من نمیخواهم از گرگ سریعتر بدوم، فقط اگر از تو سریع تر بدوم نجات
پیدامیکنم. پس یک قدم جلوتر بودن از رقیب عامل موفقیت و یک قدم عقب افتادن
باعث نابودی است.
لطفا همه نظرات خود را در لینک پایین صفحه(عارفان بالله)ثبت کنید